محمد امین آجورلو جمعه 31 شهریور 1396 01:24 ب.ظ نظرات ()
بررسی کمیک های افسانه کورا



بررسی: مجموعه کمیک های افسانه کورا


با سلام بعد از اتمام مجموعه انیمیشن های آواتار، ادامه آن به صورت کمیک منتشر شد. اما سری کمیک بوک های افسانه کورا با مشکلاتی رو به رو بود از جمله: سپری زمانی طولانی برای اولین سه گانه یعنی جنگ قلمرو ها، کیفیت کم این کمیک و ...در این مقاله با شما خواهیم بود با برخی  نکات مثبت و منفی کمیک های "افسانه کورا".



به ادامه مطلب مراجعه کنید



نقد کمیک دوستان همیشگی:


داستان:


کورا که هنوز دختری کوچک است و تازه آموختن آب افزاری را توسط کاتارا آغاز کرده به دنبال سگ های قطبی راهی کوهستان می شود. در آنجا با یک سگ قطبی کوچک و تقریبا هم سن خودش روبه رو شد و با هم  شب را سپری کردند. فردای آن شب پدر و مادر کورا به همراه کاتارا او را پیدا می کنند و کورا اسرار به نگه داری آن سگ می کند و اجازه این کار توسط کاتارا داده می شود و کورا و دوست جدیدش ناگا بهخانه می روند. 

نکات مثبت:

کیفیت بالا، داستانی جالب، مدت زمان انتشار نسبتا خوب بود...

نکات منفی:

کمیک داستان کوتاهی داشت، داستان به صورت خلاصه بود...

انتظارات: انتظار می رفت صفحات کمیک کمی بیشتر باشد.

نتیجه گیری: از آن جایی که نکات مثبت این کمیک بر روی ترازوی سلطنتی پادشاهی خاک سنگینی کرد نتیجه میگیریم این کمیک خوبی بود.

پ.ن: آخرش خیلی جالب بود. کورا که دیگه بزرگ شده بود با  سگش درحال دویدن بود و لین در بالن در حال تماشای آن ها بود.




نقد کمیک جنگ قلمرو ها بخش یک:

داستان: پس از اینکه کورا و آسامی برای تعطیلات به شهر جمهوری رفتند، اتفاقاتی در شهر جمهوری در حال رخ دادند بود. آن دو به دلیل برخورد با یک روح خشن از دنیای ارواح برگشتند اما قبل از برگشت به شهر جمهوری با یک بوسه رابطه خود را آغاز کردند. بعد از ورود به  دروازه قطب جنوب از پدر و مادر کورا دیدن کردند و قضیه رابطه شان را به آن ها گفتند پدر کورا بعد از شنیدن این حرف به آن ها گفت که این راز را مخفی نگه دارند اما کورا ناراحت شد و با عصبانیت به شهر جمهوری بازگشت.در کنار دروازه شهر جمهوری یک مرد درحال دعوا با جینورا و دیگر باد افزاران بود که درحال مراقبه در نزدیکی دروازه بودند. مرد به دلیل اینکه دروازه شهرجمهوری دقیقا بر روی زمین او ایجاد شده بود عصبانی بود. کورا با استفاده از حالت آواتاری آن مرد را فراری داد.در آن طرف در خیابان های شهر جمهوری دو باند خلافکاری به نام های تحدید سه گانه و کریستال های خزنده در حال درگیری بودند رییس جدید تحدید سه گانه خودش که از دید پنهان بود وارد جنگ می شود و کریستال های خزنده را شکست می دهد. این فرد که نامش توکاگا بود با شکست دادن رییس تحدید سه گانه جای او را گرفت. بعد ماکو و بولین که دیگر هر دو پلیس بودند برخی از آن ها را دستگیر کردند و از پینگ بازجویی کردند.فردای آن روز کورا و آسامی برای کمک به پناهنده ها نزد دوستانش رفت. او برای پناهنده سخنرانی کرد و به آن ها قول داد برایشان خانه جدید تهیه میکند. بعد از آن به همراه آسامی و ژولی نزد رییس جمهور رایکو رفت تا بودجه ساخت خانه ها را از او بگیرد. رایکو ابتدا مخالفت کرد اما بعد راضی شد.کورا و آسامی بعد از اتمام وظایفشان در یک بالکن در نزدیکی غروب خورشید ایستاده بودند و درباره رابطه جدیدشان باهم حرف میزدند که کایا هم به جمع آن ها اضافه شد. کایا درباره رابطه دو دختر باهم با آن ها صحبت کرد و به آن ها گفت که حتی خود او هم دوست دختر داشته است. بعد کایا با آن ها خداحافظی کرد و ماکو و بولین برای دیدن آن ها با بالکن رفتند.کورا و آسامی سعی کردند حقیقت را بگویند که ناگهان روح جینورا به آن جا آمد و درخواست کمک کرد.کورا، آسامی، ماکو و بولین برای کمک به باد افزار که درحال مبارزه با تحدید سه گانه بودند به دروازه شهر جمهوری رفتند. آن ها درحال مبارزه بودند که ارواح  برای حفاظت از دروازه به آن جا آمدند. یکی از آن روح ها از بدن توکاگا عبور کرد و توکاگا به یک انسان-روح (انسانی که نصف بدنش روح است)تبدیل شد. او و افرادش به سرعت از آن جا فرار کردند و کورا که آسامی را در آغوش گرفته بود بوسید و این طور همه از رابطه شان با خبر شدند.

نکات مثبت:

داستان زیبا، تایپوگرافی عالی، طراحی محل به خصوص دنیای ارواح بسیار زیبا بود، حباب ها کاملا مناسب بودند.

نکات منفی:

طراحی شخصیت ها اصلا خوب نبود،کیفیت کمیک بسیار پایین بود، انگار ایرینه کوه نتوانسته بود به خوبی شخصیت هایی مثل کورا و بولین را طراحی کند و مشخص بود.مایکل دانته دیمارتینو زیاد بر روی داستان وقت نگذاشته بود

انتظارات: انتظار می رفت کمیک بی نقص باشه ، آخه دارک هورس ناشر کمیک های آواتار این کمیک رو خیلی به عقب انداخته بود..

نتیجه: با توجه به این که ایرینه کوه تازه با کمیک های آواتار آشنا شده بود این کمیک نسبتا خوب بود. اما انتظارات بیشتر و دیگری از این کمیک می رفت.

پ.ن: من از طراحی جلدشم خوشم نیومد!


کمیک جنگ قلمرو ها بخش دو:

کمیک جنگ قلمرو ها بخش دو، دومین کمیک این سه گانه است و دارای محاسن و بدی هایی است. وقتی شما این کمیک را میخوانید متوجه بی کیفیت بودن این کمیک میشوید؛ و این بی کیفیتی مربوط به اسکن آن نیست بلکه ایرنه کوه شخصیت ها را بدطراحی کرده است و اصلا با کمیک های آواتار: آخرین باد افزار قابل مقایسه نیست.

داستان:

داستان از ادامه بخش اول شروع می شود کورا و باد افزاران سعی میکنند به دنیای ارواح بروند اما متوجه می شوند که آن جا کاملا بی روح و مرده است. آن ها متوجه می شوند که ارتش نیرو های خود را درکنار دروازه تعلیم و تمرین می دهد. پلیس های ما یعنی ماکو و بولین پیگیر پرونده توکاگا هستند. رئیس جمهور رایکو، آسامی و ژولی درحال پرده برداری از پروژه مهاجران هستند و...

نکات مثبت: داستانی زیبا و ساده و کاوری زیبا

نکات منفی: خیلی زود تمام شدن کمیک، کیفیت بد، طراحی ضعیف



کمیک حیوانات گمشده :

داستان: در ادامه کمیک جنگ قلمروها باد افزاران تنزین و کورا در حال خدمت رسانی به پناهنده ها هستند در این وضعیت میلو راحت نشسته و هیچ کمکی نمی‌کند. ایکی از دست او اعصبانی می شود و می گوید باید کمک کنی که میلو مخالفت می‌کند. بعد کورا یه میلو مسئولیتی میدهد... 

نکات مثبت: طراحی زیبا 

نکات: منفی: جذاب نبودن به کوتاه بودن داستان



نویسنده محمد امین آجورلو

امید وارم از این مقاله لذت برده باشید


"این پست با انتشار کمیک های بیشتر به روز خواهد شد"

 

نظراتتون رو با ما به اشتراک بگذارید